حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )
24
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )
آن بحسب ظاهر زياده مىنمايد بلحمى موسوم شد نوع دوم ورزقى دوى آنست كه بسببى از اسباب چون ضعف دافعهء كبد يا جاذبهء كليه يا هر دو يا انسداد محدب آن بخلط ساد و هرچه بدان ماند مانند ورم و صلابت و غلظت يا شرب آب شديد البرد يا ذوبان رطوبات با وجود احتباس مجارى معتاده كما مر فى اللحمى مائيت در بدن كثرت پذيرد و ورم كبدى بنا بر ضعف قوت مميزه متميز از ان نشود پس اگر جگر بارد بود به خون مائى و اگر حار باشد بدم صديدى مستحيل شود و به علت عدم مشاكلت جزو بدن نگردد و بدن بدان اقبال نكند و بوجهى من الوجوه كما سيجئ عنقريب ان شاء اللّه تعالى در احشاء ؟ ؟ ؟ خواه فيما بين صفاق و ثرب و هو الاقل و خواه در فضائى كه ما بين ثرب و امعاست و هو الاكثر مجتمع شود و درين نوع بسبب اجتماع مادهء مائى ثقل و عظم بطن و ثقالت و ترنجيدگى پوست شكم پيدا شود و عند الاستحكام لمزاحمة الحجاب سرفه و ضيق النفس هويدا و باشد كه بمجاورت ماده و ارتفاع بخارات طيبه ورم خصيه و كنج ران و اماس اطراف و اجفان پديد آيد پس اگر به برودت بود علامات وى چون قلت عطش و احساس سردى در تن و بياض بول و سفيدى رنگ بدن و امثال آن ظاهر باشد و اگر بحرارت باشد امارات آن مانند تشنگى مفرط و زردى بول و بشره بشدت و اشباه آن با هر فائده جليله در بيان كيفيت اجتماع مادهء موجبه در احشاء پوشيده نماند كه اطبا را در اين باب اختلاف بسيارست بعضى برانند كه چون بعوارض مذكوره مائيت مذبوره بمجارى بول مندفع نشود بر سبيل ترشح بدستور صفوت كيلوس كه از معده و امعا بماساريقا مترشح مىشود و بفضاء بطن درآيد يا بر سبيل ؟ ؟ ؟ بيخير در فضاء موصوف جا گرفته مستحيل به رطوبت گردد چه احتباس مائيت در مجارى موجب استحالهء آن به بخاريتست و اجتماع ابخره در افضيه باعث مستحيل شدن آنها بمائيت فافهم و بعضى مىگويند كه چون مجراى از مجارى كه در ان غذا از معده و امعا بكبد نافذ مىشود بسببى از اسباب منصدع و منخرق گردد مائيت كيلوس بجگر نارسيده بفضاء بطن گرايد و احداث اين مرض نمايد و بعضى وجهى ديگر هم نوشتهاند لكن چون موجه نبود قلم شكسته رقم بترقيم آن توجه ننمود اما آنچه نزد جمهور متقدمين و مختار اكثر متاخرينست اينست كه خلاق عالم جل شأنه و عظم برهانه فيما بين سره و مقعر كبد مجراى آفريده است كه در حالت احتقان خون طمثى جهت اغتذاء جنين از ان مجرى مىرسد و تا زمان صورت پذيرفتن ناف خروج بول هم از ان صورت بندند و بعد انصرام مهام مجرى مذكور مفقود و منعدم گردد و اثرى از ان پيدا نباشد هذا ما عليه المشاؤن يا خشك شده ؟ ؟ ؟ مانا برشته باريك سلامت ماند نص عليه جالينوس فى ساوسته منافع الاعضاء تبارك اللّه احسن الخالقين هذا پس چون بعلل مسطوره مائيت بمجارى بول نگرايد طبيعت باذن خالقها تعالى منفذى را كه در مقعر كبد